اسلایدر


گروه طبیعت گردی پرچین
آنسوی پرچین ما راهی است برای رفتن و رفتن ... 
قالب وبلاگ
چت باکس


 

 

 

بعد عکاسی رفتیم بالای دره که عشایر هم اونجا بودند.اونجا ناهارو حاضر کردیم و خوردیم.

پسر بچه ی عشایر

 بعدش همون مسیر فرعی رو ادامه دادیم  به سمت قیر. تو مسیر هم نگه داشتیم و مجید یه کم عکاسی نجوم کرد.ساعت ده شب رسیدیم جهرم و بعد اقامت و صرف شام ساعت دوازده به خواب رفتیم.

روز چهارم:  2/1/92 (میهمان روستای تادوان و شرکت در عروسی)

ساعت  9:10 از  خواب بیدار شدیم.تا وسایل و جمع کنیم و به سمت روستای تادوان حرکت کنیم ، ساعت یازده شد.وارد روستای تادوان که شدیم چشم انداز درخت نخل و باغات و رودخانه هوش ازمون برد.به غار تادوان رفتیم . نزدیک غار تادوان تو دل صخره ها یه سری غارهای کوچک دست کند بود، که محلی ها بهش می گفتند:"خانه گبری".طاها و سعید تو رودخانه یه شنایی کردند و طاها  می خواست بره تو جاهای عمیق تر و سعیدم باید قانع می کردش که اونورا نره.

نمایی از روستای تادوان

نمایی از خانه گبری

 

 

نمایی از غار تادوان

   

بعد از شنا و بازدید از منطقه ،تصمیم گرفتیم که از روستا خارج شیم.داشتیم میرفتیم که یه هو تصمیم گرفتیم وارد باغی که تو مسیرمون بود بشیم و  ناهار رو اونجا بخوریم. وارد باغ شدیم باغی که پر از درخت های نخل،لیمو،زغال اخته بود و لابه لای درختا باقالی و ..کاشته بودند. به این نوع کشاورزی میگن کشاورزی طبقه ای.از صاحب باغ اجازه گرفتیم که اونجا  کمپ کنیمو ناهار بخوریم. پسر صاحب باغ که اسمش حسن بود. مارو برد دم آب و گفت دم کپرشون زیر سایه بشنیم و ناهارمون و بخوریم.طاهام دوباره افتاد به جوی آب و آب بازی و خلاصه کم مونده بود مسیر آب و  به جایی که داشت آبیاری می شد ببنده. فضای باغ و صدای پرنده ها و موتور آب و برخورد خوب حسن البرزی حس خوبی بهمون داد طوری که نمی تونستیم از اونجا دل بکنیم .این طور شد که وقتی حسن مارو دعوت کرد به عروسی که تو ده بعدیشون بود با کمال میل قبول کردیم.

 نمایی از باغ

 

 

 

 و اینم حسن آقای البرزی...(سمت چپ تصویر)

 

داخل حیاط آقای البرزی از این چیزام داشت

 

حدود ساعت سه بعدظهر بود که با حسن رفتیم به سمت خونشون و بعد اینکه یه کم استراحت کردیم .به سمت روستای باغ کبیر که عروسی اونجا بود حرکت کردیم.رسمای عروسی منطقه خیلی جالب بود. اکثر روستا در عروسی دعوت بودند. و اینطور بود که وقتی صاحب مراسم به دعوت کسی می ره ،می گه شما عروسی فلانی دعوت هستین، تشریف میارین یا نه. و وقتی طرف قبول کرد ،میگه غذا رو تو مراسم می خورین یا بیاریم خونتون. تمام شرکت کنندگان هم با لباسای معمولی خودشون اومده بودند عروسی و فقط فامیلای درجه یک عروس و داماد با لباس مخصوص و به اصطلاح آرایش کرده اومده بودند.مراسم عروسی بسیار ساده و صمیمی بود و همه در این مراسم به عروس و داماد کمک می کردند تا به نحو خوبی برگزار بشه.قبل از این که بریم عروسی تو مسیرمون سری به امامزاده و باغات اطراف زدیم. و هوا تقریباً تاریک شده بود که به عروسی رفتیم.

قبل از شام فامیل های درجه یک در حال رقص و پایکوبی بودند . بعد از اینکه شامو خوردیم دیدیم همه جوونا اومدن و به رقص و پایکوبی پرداختند ما هم با طاها رفتیم یه دل سیر پایکوبی کردیم. در این بین مجید تلسکوبشو در آورد و با بچه های روستا ماه و آسمان رو رصد کردیم.تا ساعت 12 شب تو عروسی بودیم و بعدش رفتیم و شب خونه حسن اینا. ساعت یک به خواب رفتیم . و ساعت هشت و نیم  صبح بیدار شدیم.

اینم دیگ شام عروسی...

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط: روستاگردی، طبیعت گردی، طبیعت گردی - عشایر
برچسب‌ها: روستا گردی, طبیعت گردی, دره ی هایقر, روستای تادوان, غار تادوان
[ دوشنبه ششم خرداد 1392 ] [ 11:6 ] [ شهرام محمودی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به شکر و سپاس نعمتی که آفریدگارمان به ما و دوستانمان داد تا در طبیعت بکر و شگفت انگیز ایران زمین سفر کنیم برآن شدیم تا وب لاگ " پرچین" را به دوست داران طبیعت هدیه کنیم.باشد که از پس این قاب شیشه ای لذت و طراوت سفر را لمس کنید و گام به گام با گروه پرچین در سیر و سیاحت های دشت های سبز فام و روستاهای گِل اندود،رودهای خروشان این لذت بخش ترین و این مدام ترین عیش هستی(سفر) همراه ما شوبد و هوای تازه و دلپذیر زندگی را بچشید و به آرامی چشمهایتان را فرو بندید و در خلسه ای عمیق به شگفتیهای این سرزمین فکر کنید.
به امید روزی که در کنار هم و باهم سفرهای خوش و لذت بخشی را تجربه کنیم.
(گروه طبیعت گردی پرچین تحت مجوز شرکت خدمات مسافرتی هوایی و گردشگری توسعه سفر آریا اقدام به برگزاری تورهای خود می کند)